حافظ و دغدغه های امروز بشر

آیا حافظ به دغدغه های امروز بشر پاسخ می دهد ؟
شخصیت های فرازمانی و فرامکانی چون گوته ،شکسپیر و مولانا و حافظ را نمی توان در گوشه­ای از تاریخ محصور کرد ،چراکه نهاد پرسشگر آدمی از دغدغة عشق،حقیقت ،آزادگی  تهی خواهد شد
حق این است که شعر حافظ ،برای نسل امروز ما ،همان اندازه زیستنی و تجربه­شدنی است که برای مردمان اعصار پیشین. 
حافظ حکیمی است که در  اثر مطالعات انفسی به لایه های درون وجود انسان غواصی کرده و با تمام ابعاد وجودی انسان آشنا شده است 
حافظ مرزهای زمانة خویش را درنوردیده و به جاودانه­ترین آفاق و ساحات حکمت و سخن رسیده است.
آنجا که رندانه از تزویر صوفی شهر یاد می­ کند 
آنجا که زاهد را رسوا می سازد که از ترس دلبستن به آنچه حرام می داندو از دست دادن بهشت ،تمامی خوشی های جهان را برخود و دیگران حرام می کند 
 آن­گاه که از منش ریاکارانة امیر مبارزالدین و امثال او دل­تنگ است، به طعن و طنز آنها را زاهد خودبین و محتسب می­نامد و فریاد می­زند:
در آستین مرقع پیاله پنهان کن 
که هم­چو چشم صراحی، زمانه خونریز است
یا رب آن زاهد خودبین که به جز عیب ندید
دود آهیش در آیینة ادراک انداز
در میخانه ببستند خدایا مپسند
 که در خانة تزویر و ریا بگشایند
آنجا که از درس های تقلیدی می گریزد و به کوی پیر مغان می رود تا حقیقت ناب را ،به دور از انباشتگی محفوظات کتاب ها بیاموزد 
آنگاه که تن به هیچ طریقِ پر از تزویر و ریا نمی دهد و مسیر عبور خود را با کمال آزادگی ،از کوچه رندان بر می گزیند 
آنجا که زیستن در لحظه را به آدمی می 
آموزد و از بند تعلقات زمانه رها می شود
همواره حافظ به من ،بشر امروز ،می آموزد که زیستن آزادانه از تمامی عیش های جهان ،شیرین تر و ماندنی تر است و این باده ناب او، برای تمامی زمان ها و مردمان اعصار است 
#زهرا_غریبیان_لواسانی
@baghesabzeshgh

دیدگاهتان را بنویسید

دوازده − یک =