شب

چاه جهان یا جهان فراخ

تو درون چاه رفتستی ز کاخ
       چه گنه دارد جهانهای فراخ
مر رسن را نیست جرمی ای عنود 
     چون ترا سودای سربالا نبود
مولانا می فرماید که  جهان بسیار فراخ و وسیع است تو درون چاه فرو رفته ای و تاریکی را انتخاب کرده ای و دلت نمی خواهد که سرت را بالا بگیری و از درون چاه تاریک وجودت ،آبی آسمان را نظاره کنی 
چاه ،جهان کوچک وجود توست .حسادت ،غرور ،خودخواهی و من های کاذب تو ،که بخشی از شخصیت تو شده است . 
وقت آن است که از چاه بیرون بیایی و به تماشای جهان بروی. 
خداوند ،جهان را در اوج زیبایی آفریده است ولی تو چون دوزخی در درونت داری این بهشت را باور نداری 
اگر درونت مصفا و بهشتی بود و‌با خودت در صلح بودی بهشت بیرون را هم می دیدی. 
تو پر از نزاع و ازدحام افکارت هستی مثل کسی که کفش تنگی به پا کرده باشد و بخواهد بیابان فراخی را بپیماید آیا بیش از چند قدم ،توان برداشتن گام دارد؟ 
از چاه سیاه افکارت بیرون بیا، آن وقت نور درخشان جهان  را رویت خواهی کرد 
جهان بزرگ است اگر تو در چاه باقی نمانی
#زهراغریبیان_لواسانی
برچسب ها: بدون برچسب

دیدگاه ها بسته شده اند.