نور-3

نور و دیگر هیچ

اقبال لاهوری:
پدرم با گفتن جمله ای روحم را دگرگون کرد ،
هنگامی که قرآن می خواندم به من گفت : 
محمد قرآن را آن چنان بخوان که گویی بر تو نازل شده است.
شیخ شهاب الدین سهروردی می گوید قرآن بخوان. 
قرآن را چنان بخوان كه گویی تنها در شان تو نازل شده است. فكر كن كه تو، تنها مخاطب خداوند هستی.
و مولانا باور دارد که خداوند با هر کسی رازی دارد که در گوشش زمزمه می کند
چقدر این سخنان بر جان و دل می نشیند 
بر خلاف  بس قاریان و حافظان ،که کلام خداوند را جز به ظاهر نمی بینند و آنان که وعده دوزخ و بهشت از قران می طلبند  و انذار و بیم را بر مردمان ،از قران نشان می گیرند ، 
کلام سهروردی و مولانا ، جان آدمی را نشان می گیرد و‌ذرات نور را بر روح می پاشد 
گویی هر گاه تو به سمت نور می روی ،جانت وسعت می گیرد و عشق با تو به رقص می آید 
و‌تو از چهارچوب تنگ وجودت ،وارد حیطه لامکانی می شوی که از تو دور نیست 
خدایی که برای توست و با تو حرف ها دارد 
برای شیخ شهاب الدین، 
برای مولانا جلال الدین، 
رازهای قران
گونه ای دیگر است  
چقدر فهم قران به زبان اینان که راز آشنا می باشند را دوست دارم 
و بیزار از کسانی که خود را در آیینه قران به تماشا ننشسته اند اما به خط و عبارت خود را حافظان قران می دانند
#زهراغریبیان_لواسانی
@baghesabzeshgh
مولانا-7

مولانا و امام حسین

مولوی در اوایل دفتر ششم مثنوی، داستانی تعریف می‌کند که در روز عاشورا،‌ در شهر شیعه نشین حلب:
روز عاشورا همه اهل حلب/ باب انطاکیه اندر تا به شب
گرد آید مرد و زن جمعی عظیم/ ماتم آن خاندان دارد مقیم
ناله و نوحه کنند اندر بکا/ شیعه، عاشورا برای کربلا
بشمرند آن ظلمها و امتحان / کز یزید و شمر دید آن خاندان
شاعری غریب به شهر می‌رسد و متعجب می‌شود که چه اتفاقی افتاده است که مردم چنین عزاداری می‌کنند و شروع به پرس و جو می‌کند و چنین پاسخ می‌شنود:
روز عاشورا نمی‌دانی که هست / ماتم جانی که از قرنی بِه است
پیش مؤمن کی بود این غصه خوار / قدر عشق گوش، عشق گوشوار*
پیش مؤمن ماتم آن پاک‌ روح / شهره‌‌تر باشد ز صد طوفان نوح
*منظور از گوش حضرت پیامبر(ص) و گوشواره امام حسین(ع) است.
 شاعر هم که این جواب، برایش سنگین آمده بود می‌گوید:
گفت آری لیک کو دور یزید / کی بُدست این غم چه دیر اینجا رسید
چشم کوران آن خسارت را بدید / گوش کرّان آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما / که کنون جامه دریدید از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان / زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست / جامه چه درانیم و چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند / وقت شادی شد چو بشکستند بند
یعنی که امام‌حسین(ع) با شهادت به وصال محبوبش رسید و این جای عزاداری ندارد بلکه شما باید بروید به حال خودتان گریه کنید که در خواب غفلت به سر می‌برید.
#زهرا_غریبیان_لواسانی 
@baghesabzeshgh
اسبان-چموش

سخت گیری و تعصب خامی است

مولانا در مثنوی می فرماید :
ای بزرگواران، بدانید که جهان به مانند درختی است و انسان ها چون میوه های آن درخت است. 
میوه‌ها هر چه خام‌ ترو نارَس‌تر باشند؛ شاخه‌ها را سخت تر و محکم تر می‌گیرند و هر چه شیرین‌ تر و رسیده تر باشند به تعبیر مولانا لب گزان تر باشند، شاخه ها را سست تر می گیرند. 
انسان‌ها نیز هر چه آگاه تر باشند، زودتر  به بلوغ می رسند و درگیر مسائل جزئی نیستند ، فراتر می روند و  ازتعصبات و تنگ نظری‌ها رهاتر می شوند
انسان بالغ و رشد یافته از نظر مولانا حقیقت را فقط نزد خود نمی داند بنابر این  بر سر مسائل و اثبات حقانیت خود ،جدال نمی کند.
پنجره وجود چنین شخصی به سوی جهان بازاست چون جنین نیست که فقط محیط بطن مادر را ببیند و خون بخورد 
از دید مولانا وقتی انسان از مرحله جنینی و تعصب بیرون می آید جهان برای او باز می شود و از خون خواری به شیر خواری می رسد و بعد وقتی گستره روحی او فراخ تر می شود آنگاه است که حتی نیازی به شیرخواری هم ندارد و قوت او لقمه های نور می شود    
این جهان همچون درختست ای کرام
ما بَرو چون میوه‌های نیم‌ خام
سخت گیرد خامها مر شاخ را
زانک در خامی نشاید کاخ را
چون بپخت و گشت شیرین لب‌ گزان
سست گیرد شاخها را بعد از آن
چون از آن اقبال شیرین شد دهان
سرد شد بر آدمی ملک جهان
سخت‌گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون‌آشامی است
#زهرا_غریبیان_لواسانی 
@baghesabzeshgh

نوشته ها و اندیشه ها

{“title”:”جستجو”}

برای خواندن مطالب روی عکسها کلیک کنید

اخلاق ، دین ، حقیقی کانت و مولانا

مولانا و موسیقی

شمس و مولانا

مولاناو‌سفر رنج

ده و شهر در اندیشه مولانا

نامه به مولانا

چاه جهان یا جهان فراخ

برای پروانه شدن باید صبور باشیم

غم های زودگذر

هایدگر و مولانا

آزادگی ،کسب فضایل اخلاقی

اسبان چموش روح از نظر مولانا

پروانه موجودی با بالهای عارفانه

حافظ و دغدغه های امروز بشر

حماسه گیلگمش – سفربه ‌سوي جاودانگي

زوربای یونانی ،مردی با طعم زندگی

سخت گیری و تعصب خامی است

شب از نظر مولانا

عروج مولانا

قرآن زمزمه خدا با انسان

مرزهای ما کدام یک هستند

مولانا و هرمان هسه

مولانا و ایمان حقیقی

خودشناسی و مثنوی

در ستایش سکوت

مقایسه نیچه وشمس تبریزی

زاد روز فردوسی

مسیح ،سیاووشی که دوباره زاده شد

مولانا و امام حسین

نور و دیگر هیچ

ادامه نوشته ها ….

نور-3

مسیح ،سیاووشی که دوباره زاده شد

امروز سال ۲۰۲۱ میلادی آغاز شد .سالی که به یادگار از میلاد انسانی دوست داشتنی ،برای جمع کثیری از آدمیان روی زمین، نشانه ورود به عرصه زندگی و فعالیت است 
حضرت عیسی بر اساس کتاب عهد جدید که حاوی انجیل های چهارگانه است به مهر و شفقت شناخته می شود 
چهره ای معصوم و به دور از شائبه دارد که بیش از هر پیامبری، نشانه لطف و مهربانی است .گویی در جهان فکری #عیسی ،همه چیز ازلی و به دور از رنگ مادی است .برای همین برای ما انسان ها که در زیست دوگانگی های میان خیر و شر زندگی می کنیم ،ورود به این جهان پاک ،بسیار دور از دسترس می باشد 
بنا بر فرمایش #مولانا ،اما در درون هر یک از ما ،مسیح عالمی زندگی می کند که منتظر آن تولد دوباره می باشد تا ما را به خلوت خودش راه دهد
در میان شخصیت های شاهنامه ،#سیاووش شباهت خاصی به مسیح دارد .آن چهره قدسی و معصوم فریشتگی که همواره در نبرد با جنبه اهریمنی درون انسان است در سیاووش دیده می شود و‌به او جلوه های روحانی ای می دهد که او را در آسمان پاک باید جستجو نمود 
 با نگاه به زندگی هر دو می بینیم که هر دو با گذر از آزمون هایی سخت و چالش هایی سترگ ،آن بخش فرشته بودن خود را به اثبات می رسانند 
مسيح پس از غسل تعميد به بيابان برده ميشود تا ابليس او را امتحان كنـد و از سـه آزمون فريب ابليس يعني گرسنگيِ ،چهـل روزه و خـودداري از دعـا بـراي نـان شـدن سنگها، نپريدن از كنگرة معبد براي تجربـة ايـن موضـوع كـه خداونـد او را زنـده نگـه ميدارد يا نه و سجده نكردن در برابر ابليس به منظور دستيابي به نعمات دنيوي، سربلند بيرون ميآيد و پس از آن فرشتگان در پيشگاه وي خدمت ميكنند 
سياوش هم بعد از آزمونهايي به خویشتن انسانی خود ميرسد و گـوهر خـويش را مـينمايـد. رودرویی او با کیکاووس و اغوای سودابه و آزمون درون آتش رفتن و بعد مواجهه با افراسیاب که نشانه اهریمن می باشد او را به شهادت می کشاند و مسیحی پاک ،دوباره از درون ظلم ،تراژدی غم انگیز انسانی پاک را رقم می زند 
#غریبیان_لواسانی
baghesabzeshgh@